هیچ

من. خودم . واژه اي كه تفسيرش آسان نيست.براي اين كه خودت باشي و آزاده بايد تلاش كني.اينجا قرار است خودم باشم.من!

 
تمرین گروه نوازی موسیقی ایرانی
نویسنده : m&j - ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٦
 

اجرای تصنیف های قدیمی زیر نظر دکتر پژمان طاهری در گرگان؛

تمرین گروه نوازی موسیقی ایرانی

پژمان طاهری در بافت تاریخی گرگان

جعفر صیدانلو ـ یکی از مهمترین اتفاقاتی که در عرصه موسیقی این سالها در گرگان رقم خورده  است، حضور جدی دکتر پژمان طاهری پس از سالها در زادگاهش است.

وی که دارای دکترای موسیقی از وین (اتریش) است، همکاری با گروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی، همچنین همکاری با هنرمندان متعددی نظیر محمد رضا شجریان، شهرام ناظری، علیرضا قربانی و ... را در کارنامه خود دارد. پژمان طاهری دارای تالیفاتی همچون آوا نگاری کلیه آثار حبیب سماعی ،تنظیم و آوا نگاری هشت تنصیف قدیمی شور به روایت محمد رضا شجریان و کتاب چهارده روایت (دفتر یکم) بوده و تاکنون در بسیاری از کشورهای داخلی و خارجی کنسرت برگزار کرده است.

اما مهمترین فعالیت اخیر وی برای موسیقی گرگان را می توان به اجرای کنسرت گروه ایرانی همراه استاد شهرام ناظری و 6 نفر از نوازندگان گرگانی اشاره کرد که با استقبال گسترده ی بیش از 4هزار مخاطب همراه بود و می توان به جرات آن را تجربه ای بسیار ارزشمند برای نوازندگان گرگانی حاضر در گروه برشمرد.

وی در سال گذشته که پس از چند سال برای سفر به  زادگاهش گرگان برگشته بود، مسترکلاسی را پیرامون پیوند بین هنرها ، منابع الهام ، خلاقیت هنری و جواب آواز  برگزار کرد. همچنین چندی پیش نیز شاهد برگزاری مسترکلاسی توسط ایشان به همت انجمن موسیقی استان گلستان و سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان با محوریت گروه نوازی در موسیقی ایرانی بودیم و در ماه گذشته توسط برخی از علاقمندان موسیقی ایرانی که اغلب از مدرسین آموزشگاههای موسیقی استان هستند کارگاهی با محوریت گروه نوازی آثار و تصانیف قدیمی  تشکیل گردیده است.

این کارگاه 4روزه از تاریخ 1 دی ماه تشکیل شد و شرکت کنندگان طی آن به تمرین اجرای گروهی تصانیف قدیمی از عبدالله خان دوامی و عارف تحت نظر دکتر پژمان طاهری پرداختند.

وی در خصوص برگزاری چنین کارگاهی با این عنوان تصریح کرد: "این کارگاه صرفا به عنوان کلاس درس نیست، بلکه شرکت کنندگان در آن ضمن اجرای تصانیف قدیمی، اصول گروه نوازی را نیز می آموزند. در واقع اگر هنرجویان بخواهند مطالب جدیدی بیاموزند باید رپرتوارهای قدیمی را نیز فراگیرند"

دکتر طاهری از تشکیل چنین کارگاهی ابراز خرسندی کرد و افزود: "تصنیف یکی از فرم های خیلی مهم موسیقی ایرانی است و با توجه به روند برگزاری این دوره آینده خوبی را برای شرکت کنندگان پیش بینی می کنم. به طور قطع با ادامه این روند به صورت فصلی گروههای خوبی را در زمینه موسیقی ایرانی می توان شاهد بود."

شرکت کنندگان این کارگاه توسط مدرسینی که در گذشته با پژمان طاهری همکاری داشته اند تعیین سطح شده و فراخوانده شدند.

این رشد و تکاپو در فعالان موسیقی با حضور جدی اساتیدی اینچنینی رقم خواهد خورد و با توجه به اساتید گرگانی دیگری همچون محمدرضا لطفی، جواد داوری، زیدالله طلوعی امید می رود شاهد رشد و بالندگی بیشتر در حوزه ی  موسیقی گرگان باشیم.

جهت دیدن عکس های کارگاه اجرای گروهی تصانیف قدیمی به ادامه مطلب بروید

 پی نوشت:  به گزارش پایگاه اطلاع رسانی انجمن موسیقی ایران  قرار است  کارگاه  3 روزه تخصصی موسیقی پیرامون پیوند بین هنرها ، منابع الهام ، خلاقیت هنری و جواب آواز زیر نظر پژمان طاهری در محل آموزشگاه موسیقی کرال برگزار شود.
ثبت نام برای شرکت در این مستر کلاس تا 10 بهمن ماه  ادامه دارد، همچنین زمان دقیق برگزاری به زودی از سوی موسیقی کرال اعلام خواهد شد.


 
 
آموزش موسیقی ایرانی در انتظار هوایی تازه
نویسنده : m&j - ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٩
 

افتتاح رسمی مکتب علیزاده با هدف آموزش موسیقی ایرانی؛
آموزش موسیقی ایرانی در انتظار هوایی تازه

کنفرانس خبری مکتب علیزاده در گرگان

جعفر صیدانلو ـ بالاخره کلاس های آموزشی مکتب علیزاده در 24 آذرماه90 در گرگان آغاز به کار کرد تا علاقمندانی که در فضای مجازی مکتب ثبت نام کرده بودند، توانستند از حضور استاد علیزاده بهره مند شوند. این اتفاق که برای اولین بار در گرگان رقم خورد، قرار است تا در شهرهای قزوین، مشهد، شیراز، تبریز و تهران نیز آغاز به کار کند.
حسین علیزاده که به جرات می توان وی را جزو پرکارترین موسیقیدانان موسیقی ایرانی در این سالها نامید علاوه بر کنسرت ها و انتشار آلبوم های مختلف، در حوزهای مختلف نظیر ساخت موسیقی برای سینما، تئاتر و سریال های تلویزیونی نیز  فعال بوده و نامی آشناست در حوزه موسیقی که نیاز به معرفی ندارد.
وی  سابقه طولانی در تدریس دارد و همچنین در زمینه انتشار کتاب و آلبوم‌های آموزشی تجربه‌های موفقی داشته که انتشار ده قطعه برای تار (در 4 جلد) ردیف میرزا عبدالله (اجرا با تار و سه تار)، دستور تار و سه تار دوره متوسطه تا پیشرفته (کتاب ونوار) بوسه‌های باران (مجموعه تصانیف) و پارتیتور قطعه نوا از جمله کارهای وی در این زمینه است.
مکتب علیزاده پس از اعلام رسمی در جلسه مطبوعاتی ای که در تاریخ28 خرداد 90 درتالار وحدت برپا گشته بود در فضای مجازی آغاز به کار کرد تا بعد از گذشت 6 ماه در گرگان پس از یک نشست خبری با اصحاب رسانه که به همین منظور برپا گشته بود حسین علیزاده به سئوالات خبرنگاران در خصوص شیوه کار در مکتب و حوزه های مختلف موسیقی پاسخ داد  و طی مراسمی در تالارفخرالدین اسعد گرگانی با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گلستان و جمعی از هنرمندان و پیشکسوتان عرصه موسیقی به طور رسمی افتتاح شد.
***
حسین علیزاده با توجه به تمام مشغله ای که دارد این بار با ایجاد مکتبی که قرار است در آن به مسئله آموزش به طور جدی پرداخته شود کاری نو را رقم زده است که امید می رود با توجه به نقدهایی که وی در گذشته به مسئله آموزش موسیقی در آموزشگاه ها و دانشگاه ها داشته است، خروجی کار مکتب آنگونه باشد که دست اندرکاران آن برای آن برنامه ریزی کرده اند.
اما همانطور که ایشان در نشست خبری در تالار وحدت و هم در نشست خبری در گرگان اعلام کردند ظاهرا متد آموزشی مشخصی برای هنرجویان در سه مقطعی که ثبت نام کرده اند وجود ندارد و قرار است کار آموزش در مکتب به شیوه آزمون و خطا پیش برود.
در واقع برگزاری دوره آموزشی با شیوه آزمون و خطا هم کمی طول می کشد و هم اینکه ممکن است برای عده ای از هنرجویان در مقاطع مختلف، هم از نظر وقتی و هم هزینه ای مقبول نباشد.
شاید با توجه به سابقه طولانی استاد علیزاده در امر آموزش، برنامه هایی ایشان در ذهنشان برای هنرجوبان داشته باشند ولی داشتن برنامه مشخص آموزشی و ارائه آن به مخاطبان از طریق فضای مجازی مکتب، تکلیف را برای ثبت نام هنرجویان در مقاطع مختلف مشخص می کند.
ایشان همچنین در جلسه مطبوعاتی در گرگان به کشف استعداد از میان ثبت نام کنندگان و آموزش خاص به آنها اشاره کردند که اگر قرار است ساز و کار آموزش مکتب اینگونه باشد، خب باید در سایت مکتب هم به آن اشاره شود و شیوه ثبت نام تغییر کند. مثلا برای چنین برنامه آموزشی ای باید فراخوان داده شود و از میان ثبت نام کنندگان توسط مدرسین زیر نظر استاد، سطح سنجی اتفاق افتد تا افرادی که انتخاب می شوند هنرجویان مورد نظر ایشان برای آموزش باشند.
به هر حال تعداد زیادی از هنرجویان و علاقمندان هستند که مشتاق دیدار حضوری با استاد علیزاده هستند و چه بسا که در این نوع ثبت نام با ظرفیت محدودی که در سایت وجود دارد هنرجویان مورد نظر استاد نتوانند فرصت حضور را در کلاس های آموزشی پیدا کنند و حاصل آن همانطور که در اولین جلسه کار مکتب در گرگان شاهد بودیم گردهم آمدن همه هنرجویان و آموزش توسط استاد علیزاده به آنان بود که هم رمق ایشان گرفته شده بود و هم از حوصله هنرجویان سطح بالاتر خارج بود.
مسئله ی دیگری که در خصوص برگزاری دوره آموزشی مکتب در حال حاضر وجود دارد برگزاری فصلی این دوره هاست. در این وقفه سه ماهه ای که بین دوره ها وجود دارد مکتب برنامه ی آموزشی متدوالی ندارد و برگزاری فصلی آن فقط می تواند فرصت دیدار با استاد علیزاده را برای علاقمندان وی فراهم کند. حال با توجه به برگزاری این دوره ها در 6 شهر مختلف، به صورت واضح مشخص نیست که در چه تاریخی فرصت حضور دوباره ایشان در گرگان فراهم خواهد شد.
نکته حائز اهمیت تری که در اولین دوره آموزش مکتب در شهر گرگان نمود داشت عدم حضور معلمین تار و سه تار گرگان بود که به نظر نگارنده دست اندرکاران مکتب علیزاده باید به بررسی این موضوع بپردازند. قطعا برای تمام معلمین تار و سه تار گرگان حضور استاد حسین علیزاده، یکی از برجسته ترین موسیقدانان تاریخ موسیقی ایران فرصت خوبی بود و بزرگی ایشان بر کسی پوشیده نیست ولی عدم حضور اینان علامت سوالی است که در ذهن ایجاد می شود که قابل تامل است.
***
حال باید منظر بمانیم تا ببینیم حسین علیزاده که در نشست نقد و بررسی آموزش موسیقی در دانشگاه که در حاشیه نخستین نمایشگاه موسیقی برگزار شده بود وضع آموزش موسیقی را مطلوب نمی دید و معتقد بود که باید برای آن هرچه زودتر چاره ای اندیشید  و متذکر شده بود که " پایه آموزش موسیقی در ایران از گذشته های دور کج گذاشته شده است و موجب شده تا هنرجو در طول دوران تحصیل به جای نوآوری و ابتکار عمل در موسیقی دچار روزمرگی ، رخوت و دلزدگی شود به همین دلیل باید سرفصل های آموزش در دانشکده های موسیقی تغییر کند" چه برنامه ای برای شیوه آموزش در مکتبش دارد و آیا هوایی تازه در آموزش برای هنرجویان ایجاد می شود.


 
 
سلام
نویسنده : m&j - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٦
 

محدیث فرح بخشی: وقتی بهترین کاری که بلدی نوشتنه،

وقتی تمام دل خوشی ات اینه که بنویسی تا یه گوشه ی دلت آروم بشه!

وقتی تمام عمرت فقط نوشتی و نوشتی..

اونوقت وقتی به خودت میای میبینی با خودت هم که قهر میکنی تو آستانه ی 30 سالگی آنقدر از خودت دور شدی که داری دنبال همه ی داشته هات می گردی!

همین میشه که بدون دلی شاد و یا حتی بخشیدن خودت و آشتی با گذشته، فقط بی دلیل مینویسی.

می نویسی که شاید لااقل بعد از 29 سال بتونی خودت باشی یا شاید برای خودت!


 
 
«امیرکبیر» وارد بازار موسیقی شد
نویسنده : m&j - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٦
 

  

 جعفر صیدانلو ـ ‌آلبوم موسیقی ایرانی «امیرکبیر» ساخته پژمان طاهری و با صدای استاد شهرام ناظری وارد بازار شد.

 این آلبوم که قطعات اجرا شده‌ی کنسرت استاد شهرام ناظری به سرپرستی و آهنگسازی دکتر پژمان طاهری در پاییز سال گذشته در گرگان است توسط انتشارات باربد تهیه و از شنبه در مراکز عرضه محصولات فرهنگی ارایه می‌شود.

 این آلبوم در 2 سی‌دی آماده شده که سی‌دی1 باعنوان «شب‌های پاییزی» شامل قطعات تنهایی، شب از شب‌های پاییزی‌ست، تصنیف گریه کن، کنسرتو، تصنیف ریشه درخاک و سی‌دی2 با عنوان «امیرکبیر» شامل قطعات مقدمه(گروه) درآمد(سنتور)، تصنیف ای عاشقان، کمانچه و سنتور، چهارمضراب، تکنوازی عود، چهارمضراب و تصنیف امیرکبیر است.

 دکتر افشین میرمعزی نماینده موسسه فرهنگی ـ هنری آوای باربد در کنسرت گرگان گفت: این آلبوم از شنبه7 آبان ماه در تهران و از اواسط هفته‌ی آتی در سراسر کشور توزیع خواهد شد. وی قیمت آلبوم موسیقی را ده هزار تومان اعلام کرد.

 وی افزود: در این آلبوم که همان اجرای زنده کنسرت گروه ایرانی در گرگان است؛ شهرام غلامی(عود)، مهرداد کریم خاوری(دف، دایره، ضرب زورخانه و کوزه) نگار خارکن(کمانچه و کمانچه آلتو) از تهران و شروین مهاجر(کمانچه، کمانچه آلتو)، آرش ذاکری(سنتور آلتو)، سینا سعیدی(تنبک)، پوریا محمدنژاد(تار)، آذین ذاکری(تارباس)، محمدرضا ابراهیمی(نی) و پژمان طاهری( سنتور) از نوازندگان گرگانی حضور داشتند.

 دکتر میرمعزی خاطرنشان ساخت: این آلبوم شامل 2 قطعه تصویری از کنسرت شهرام ناظری با ارکستر فیلارمونیک ارمنستان به رهبری لوریس چکناوریان نیز است.

 گفتنی است دکتر پژمان طاهری آهنگساز و سرپرست گروه ایرانی که در حال حاضر در اتریش زندگی می‌کند، استاد و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد علی‌آبادکتول و متولد 14 آبان 1349 گرگان نیز است.

 •••

 از نکات مهم و ارزشمند این آلبوم علاوه بر محتوای زیبای آن می توان به حضور نوازندگان گرگانی اشاره کرد که به مدد حضور دکتر طاهری در گرگان و برگزاری مسترکلاس ایشان رخ داد. پس می‌توان با تقویت و انسجام بخشیدن به برگزاری دوره‌ها و مسترکلاس‌های اینچنینی باعث رشد کمی و کیفی موسیقی در منطقه شد.

 از آنجا که گرگان در عرصه موسیقی ایرانی استادان بزرگی چون محمدرضا لطفی، جواد داوری، زیدالله طلوعی دارد که هریک در نوع خود تاثیرات به سزایی در موسیقی ایران و گرگان داشتند اما در سی‌سال اخیر حرکت جدی و خوبی در عرصه موسیقی ایرانی در گرگان به این شکل رخ نداده بود که امیدواریم با کمک‌های مادی و معنوی متولیان فرهنگی و حضور جدی و پی‌جویانه فعالان موسیقی شاهد رخدادهای مهم در عرصه موسیقی گرگان باشیم.

 


 
 
نرمه خل منتشر شد
نویسنده : m&j - ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠
 
 
کتاب اشعار به گویش گرگانی همراه با لغت نامه وسی دی دکلمه
منتشر شد.
این کتاب که مشتمل بر 29 غزل، 3ترانه،2مثنوی ،2 نثر و یک قطعه است همراه لغت نامه ای مشتمل بر بیش از 500 لغت با فونتیک و اعراب گذاری است.
نویسنده کتاب نرمه خل، احمد اخوان مهدوی متولد 1353 از خانواده‌ای گرگانی میباشد.
وی شعر را از 12سالگی آغاز کرد و کتاب حاضر نیز گلچینی ازنمونه اشعار گرگانی اوست.
این نویسنده بیش از 2سال صرف گرد آوری لغات همراه معنی و ریشه لغات و اصطلاحاتی کرده که گنجینه ای ارزشمند برای گرگان محسوب می شود.
احمد اخوان ضمن تحقیق در زمینه فولک،سالها در هند به فراگیری یوگا پرداخته و در حال حاضر از مدرسین با تجربه در ایران و بنیانگذار سبک خزیر یوگا میباشد.
وی همچنین آثار متعددی در گونه‌های مختلف شعری دارد و از کارهای معروف او می توان به تیترا‍ژ پایانی سریال چهارخانه که از شبکه 3 پخش شد اشاره کرد.
نرمه خل توسط انتشارات آوای مهربانی و با قیمت 7000 تومان به زودی به بازار عرضه می‌گردد.
 
 

 
 
مهم نیست!!
نویسنده : m&j - ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٥
 

محدیث فرح بخشی: اگه 6 ماهم نباشی کسی سراغت رو نمیگیره!

اگه 6 سال هم نباشی کسی سراغت رو نمی گیره!

اصلن باشی و نباشی چه فرقی میکنه؟

جلسه که باشه هستی!

دعوا شده هستی!

یکی کمک میخاد هستی!

 12 ساله مینویسی!

همه میگن چه قلمی!چه توانایی!

اتاقت پر شده از لوح تقدیر و میدونی تو استان هیچ کی به اندازه تو لوح تقدیر  و مقام نداری!

اما کی میدونه که حتی نمی تونی حق بیمه ات رو بپردازی و قطع میشه!

کی میدونه حتی نمیتونی یه خونه اجاره کنی!

اصلن مهم نیست!

فقط اونا مهمن!

کسانی که تو خونه هاشون نشستن و دغدغه هایی دارن که.....

مهم نیست!

پس خداحافظ!

با یه بغض!با یه دنیا خستگی !با یه دنیا غم و دلخوری و دلتنگی!

ترجیح میدم نباشم!هیچوقت!

میدونم که مهم نیست!!!


 
 
برای مرد بزرگی که عاشق گرگان است
نویسنده : m&j - ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٧
 

 : جعفر صیدانلوآن قدر از سادگی اش لذت میبری که دوست داری ساعتها کنارش بنشینی.همین میشود که ساعت از ٢بامداد گذشته و  تو با اشتیاق منتظر حرف تازه ای هستی.و او لبریز از عشق و صبوری تو را در دنیای معرفت خویش  شریک می کند. بی هیچ ریایی و هیچ بزرگتری و آنجاست که با تمام وجود بزرگی اش راحس می کنی.

در سال ١٣٢٧در گرگان و در خانواده ای اهل هنر به دنیا آمد. کمتر از 9 سال داشت که سازش را زیر بغل می‌زد و برای تمرین می رفت. اما همه ی آن عشق خیلی زود او را تبدیل به یک استاد بزرگ کرد، آن قدر که عرصه‌ی موسیقی هرگز او را فراموش نخواهد کرد.
در سال ١٣۵٠وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبا شد و در حضور اساتیدی چون پایور، مرتضی کریستین دیوید حنانه،‌ فرهاد فخرالدینی و توماس یکی از رهبران ارکستر اتریش آموزش دید و در سال ١٣۵۵به عنوان اولین کارشناس موسیقی مشغول به کار گردید.
هنوز هم کوچه پس کوچه های گرگان صدای مضرابش را به یاد دارد، جواد داوری گرچه این روزها مقیم کاناداست، اما رفت و آمدهایش در گرگان همه را امیدوار کرده که بار دیگر می توان از حضور این استاد بهره برد.
با این حال او کمی دلگیر است از خیلی چیزها، از این که پس از ٣٠سال حتی برای مجوز آموزشگاهش مدتهاست او را سردرگرم کردند.
در روزهایی که موسیقی دنیایی پرتلاطم و خاکستری دارد، بسیاری منتظرند تا بزرگانی که ریشه در این خطه دارند تکانی به گرگان بدهند و جواد داوری که با همه‌ی صداقتش حرف از آمدن، ماندن و سختی ها و دلتنگی هایش می زند.

جواد داوری میگوید: قبل از انقلاب سازمان و وزیری وجود داشت که همراه هنرمند بود و حمایت می کرد. آن زمان شما تضمین قانونی داشتید. من سال 55 که درسم در دانشگاه موسیقی تمام شد، مدیر فرهنگ وهنر آن زمان ـ آقای رحیمیان ـ از من خواستند که بیایم و در گرگان کلاس بگذارم
من آن موقع وارد اپرای تهران شده بودم و در گروه کر می خواندم. در واقع استخدام فرهنگ و هنر بودم. آن زمان تصمیم گرفتم 2 سالی گرگان بیایم ولی شرط کردم امکاناتی را به من بدهند. ساز خواستم. پیانو نیاز داشتم، ضمن این که تالار برای اجرای موسیقی در گرگان نداشتیم، گفتم سالنی مثل رودکی تهران باید بسازید. آقای رحیمیان آن موقع خیلی تلاش کردند. همین تالار فخرالدین اسعد گرگانی نتیجه ی همان دوران است.
ما کار کردیم و با بچه هایی که نت بلد نبودند و خیلی چیزها را نمی دانستندبوی جوی مولیان را اجرا کردیم و به آبادان، اهواز و.. . رفتیم من رهبری ارکستر را بر عهده داشتم و این مایه تعجب همه بود. کاری در خور تحسین از شهر گرگان.
بچه‌ها عاشق کار بودند و آن محیط را رها نمی کردند و هر روز دنبال کار جدیدتری بودند. آن زمان با اختیاراتی که داشتیم کلاسهای مختلفی برپا شد، سازهای متعددی آموزش داده می شد. تمرین ارکستر یک روز در میان انجام می شد و قطعات همه ملی و فولکلور بود. ما در همه ی شهرستانها این امکان را فراهم آورده بودیم، بچه ها هم وقتی می دیدند کارمند اداره ی موسیقی اند احساس مسوولیت می کردند. تا این که سال 58 موقع افتتاح تالار شد تعصب خاص داشتم که حتما اولین اجرا، گروه گرگانی روی سن برود. اما تازه انقلاب پیروز شده بود و تکلیف موسیقی?معلوم نبود!
همه منتظر نظر حاکمیت بودیم که به نظر می رسید روز به روز رو به بهبودی است. در حالی که خیلی جاها موسیقی تحریم و ممنوع بود ما در گرگان همچنان تمرین می کردیم.
من هم چون آدم سیاسی نبودم تا آخرین روز که ایران بودم کارشناس موسیقی ادره ارشاد باقی ماندم. ما فقط موسیقی کار می کردیم و به هیچ چیزی کار نداشتیم.
اعتقاد داشتم موسیقی را باید در هر شرایطی کار کرد. خب به اقتضای آن زمان سرود اجرا می کردیم. جنگ شرایط و تنشها را بیشتر بدتر کرد. ما همچنان منتظر افتتاح تالار بودیم. از سپاه آمدند تا کار گروه را ببینند، آنها خواستار چند تغییر شدند و ما پذیرفتیم. مثلا خواستند اسم قطعه «زرد ملیجه» را عوض کنیم، که در کلیت کار و محتوا مشکل و تغییری ایجاد نمی شد. بیشتر کارها هم سرود و با توجه به شرایط انقلاب بود. اما در هر حال موسیقی حفظ شد و بچه ها کار می کردند تا این که ما اولین و آخرین کارمان را در تالار اجرا کردیم. سرانجام ?ر سال 60 سیاست‌ها تغییر کرد و قرار دادها را لغو کردند و کلاسها بسته شد. بچه ها دیگر نتوانستند کار کنند.
خانمها نمی توانستند کلاس بیایند و مدرس خانم هم به هیچ عنوان نداشتیم با این حال چاره ای نداشتیم و باید خودمان را وفق می دادیم.
موزیسین می خواهد موسیقی کار کند. ما تخصص دیگری نداریم، باید یا ساز بزنیم، یا تدریس کنیم، یا آهنگ بسازیم. گفتند؛ شما فقط بیا اداره مثل کارمندهای دیگر بنشین اما من اداره کاری نداشتم! بنشینم که چی؟! خب توی خونه ام می نشینم!
آنها هم می‌دانستند که باید راه حلی باشد و به دنبال مسیری بودند تا این روند بهتر و تسهیل شود. خیلی از بچه ها ارتباطهایشان قطع شده و همه منتظر بودیم تا روزی که موسیقی رسمیت پیدا کند.

وی در خصوص درخواست مجوز جهت تاسیس آموزشگاه در گرگان ادامه داد:


3 سال است که تقاضا داده ام. اما از این اتاق به آن اتاق می روم. ارشاد از من دعوت کرد و به عنوان آدم فاخر و موزیسین این شهر تمجید و تقدیر کردند اما نمی دانم چرا 3 سال است تقاضای آموزشگا هم را می چرخانند.
متاسفانه انگار درگیریهایی که ما باید سالها قبل می گذراندیم با آن مواجهیم. برایم سخت است که بعد از 30 سال آمده ام کار کنم. اما نمی شود. من از اول هم آدم سیاسی نبوده و نیستم. فقط می خواهم کار موسیقی کنم، اما بدون هیچ دلیلی کارم به تعویق می افتد.

جواد داوری که این روزها نیز در گرگان به سر میبرد دنبال برنامه هی تازه و ویژه ای است.شاید اجرایی در تالار یا کلاسهایی که در سرزمین خودش که با عشق به آن می نگرد بتواند حرکت بزرگی از سر گیرد.

 

 


 
 
آنها بیشتر حرف میزنند...
نویسنده : m&j - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٥
 

محدیث فرح بخشی: دیگر ٢ سال میشود.

هیچ کس نمی تواند همت مطبوعات و وبلاگها را نادیده بگیرد و...

آن روزها که مدرسه طالقانی را برای نوسازی کوبیدند...

حالا زمینی مخروبه است.

شهرداری چی ها در بوق و کرنا کردند  که »یخواهند کاری کنند کارستان و همان موقع زمزمه اختصاص آن بخش به ادامه پارک اصلی شهر با عنوان پارک مشاهیر آغاز شد.

ماهها درگیری کشمش میان شهرداری و آموزش و پرورش آخر سر مدرسه را به جای دیگری منتقل کرد تا زمینی در آن نقطه که البته با ارزش هم به نظر میرسد به املاک شهرداری افزوده شود.

آن روزها که آموزش و پروش سعی در ازدست ندادن ن زمین داشت همه دست به دست هم دادند و به بهانه مشاهیر زمین را گزفتند و حالا...

از مشاهیر خبری نیست!!!

تنها ماشینهایی آنجا پارک میشود که البته به نظر میرسد مشاهیر دنیای صنعتی ما هستند.

قرار بود بوستانی اختصاصی شود برای اهالی فرهنگ و هنر. اما انگار نیز این بار همه ی این هیاهو ها  دغدغه پوچی بوده تا مردم باور کنند که خب شهرداری هم کاری میکند.

بار دیگر به حرمت نام مشاهیر و به بهانه فرنگ و هنر شهرداری کاری که میخواست انجام داد.

چیزی که حالا به نظر میرسد شبیه یک دعوای بچه گانه میان دو ارگان بوده که هزینه اش را مشاهیر و مردم داده اند.

پارکی که حتی اقدامی در خصوص کف سازی و یا ایجاد فضای سبز در آن نشد!

حالا هم اصلن انگار شهرداری از یاد برده کهاصلن چنین زمینی در بخش اصلی شهر افتاده و فضایی نا زیبا به وجود آورده!

بیچاره دانش آموزانی که از این مدرسه دربه در شدند.

چه قدر آن روزها آموزش و پرورش را به عدم توجه به زیبا سازس شهری و فرهنگ و... متهم کردیم و حالا با بی توجهی ودیران شهری که حرفشان بیشتر از عملشان است سرها همه رو به پایین است.

با این اوصاف خدا را شکر اداره دخانیات را به بهانه پارک نگرفتند وگرنه همان چند درخت هم با تبدیل شدن به پارکینگ از بین رفته بود.


 
 
← صفحه بعد