امنیتهای گره خورده در سایه ترس

 ازآن روزها که امنیت وضعیت بهتری داشت و به تلاشهای انکار ناپذیر فرمانده اسبق نیروی انتظامی گلستان در رتبه یک امنیت قرار داشتیم، 3سالی می گذرد. وقتی سرهنگ کریمی رفت خیلی ها نگران شدند که این امنیت به دست آمده چه طور حفظ خواهد شد و خب این طور هم نشد.

این روزها حتی کسی حاضر نیست آماری از رتبه امنیت بدهد. دیگر کسی نمی تواند وجود موتور سواران نقاب دار که البته طی چند روز گذشته تعدادی ازآنها دستگیر شدند را نادیده بگیرد.

حالا گرچه امنیت تبدیل به واژه ای دور از دسترس شده است، اما آنچه بیش از آن به نظر آسیب زا می رسد باور و تصوری است که از امنیت وجود دارد. در همان روزهای خوش که امنیت بالایی داشتیم رتبه احساس امنیتمان 4 بود!

مساله ای که درکش گرچه کمی سخت است اما باید پذیرفت. با این اوصاف این روزها کمتر، کسی احساس امنیت دارد. مهمترین عامل تاثیر گذار بر این موضوع را می توان در قدرت شایعه پردازی برشمرد. موردی که مردم ما در منطقه رتبه بالایی دارند.

این روزها نیز با بالا گرفتن برخی جرمها چون کیف قاپی شایعات بالا گرفته و حسابی احساس امنیت از مردم سلب شده است.

خبر هایی مبنی بر قتل 2 راننده تاکسی، سرقتهای مسلحانه و ... همه از جمله مواردی است که  دهان به دهان چرخیده وبدون صحت و سقم پایه ی خبری مردم در کوچه و خیابان شده است.

خوب به یاد دارم که سال87 حضور چند مامور نیروی انتظامی تبدیل به خبر قتل چند دانشجو شد، در حالی که هیچ جنازه ای هم در کار نبود.

گرچه نباید وضع آشفته ای که این روزها مجرمین و بزهکاران ایجاد کرده اند را نادیده گرفت، اما نمی توان به راحتی مهر تایید بر هر خبری زد.

متاسفانه شایعه پردازی  در منطقه رشد بالایی دارد و از آنجاکه مردم بیشتر اطلاعات خود را در تاکسی یا صف نانوایی به دست می آورند به سرعت میان مردم پخش می شود.

گاهی خبری برای شوخی یا دست انداختن فردی ساخته می شود و بعد به سرعت پر و بال می گیرد و در جامعه گسترش می یابد.

عدم اعتماد مردم به روزنامه ها و نبودن پاسخگویی موجه به مردم بر این مسائل دامن می زند تا امنیت متاعی نایاب گردد که به طور قطع برای ایجاد آرامش در زندگی امری ضروری مینماید.

در این میان عواملی چون وجود وابستگی خبری و اطلاعاتی به رسانه‌های عمده ، بالا بودن میزان هیجانات و التهابات اجتماعی،ضعف همبستگی اجتماعی و وجود شکاف‌های سیاسی در جامعه،وجود گروه‌های ثانویه (گروه های فشار) و یا با نفوذ در جامعه ورخنه‌کردن آن‌ها به منابع خبری، وجود تفکر و فرهنگ شایعه‌سازی و شایعه‌پردازی در جامعه، ناکار آمدی و نهادینه نشدن نظام ارتباطی،سردر گمی اجنماعی در زمینه کسب اطلاعات درست، فقدان اعتماد به رسانه‌های همگانی ، وجود فضای بدبینی و سوءظن به منابع اطلاعاتی ، وجود حاکمیت سانسور بر منابع خبری را باید مد نظر قرار داد.

وقتی مطبوعات به عنوان منابعی آگاه بیشتر سعی دارند تا خوراکی برای تیتر داغ خود پیدا کنند مرز بین واقعیت و آنچه نیاز جامعه است کمرنگ می شود و احساس رعب و ترس بیش از پیش در مردم ریشه میکند.

 الته ناگفته نماند که کسی منکر پوشش خبری و آگاهی دادن به مردم نیست اما باید دقت شود تا طوری این اتفاق بیفتد که در جامعه آشفته ای که داریم بر حس نامطبوع مردم دامن نزنیم.

این روزها به شدت واقفیم که با فروکش کردن بخشی از بحرانهای سیاسی در سطح عمومی جامعه مناقشات به طرز غیر قابل کنترلی به بحرانهای اجتماعی سوق یافته و بازار داغ شایعات بیشتر از واقعیت مردم را در ترس و اضطراب فرو میبرد.

عدم توجه مردم، فرار از اطلاع رسانی صادقانه از سوی مراجع ذی صلاح و فقدان پاسخگویی معتبر به مسائل موجود هر روز این بحرانها بیشتر میکند و با بی توجهی مسولین به طور قطع این خود افراد جامعه هستند که وظیفه ی خطیر گذر از مرز شایعه را دارند.

گرچه همه به خوبی میدانند شهر در امن وامان نیست اما باید زیرکانه با شایعات مقابله کنیم و در نقل قول اخبار با ورودی هوشمندانه تر مقابل شایعاتی که می خواهد آسایش را از مردم دریغ کند بایستیم.

از مسوولین،بالاخص فرمانده نیروی انتظامی که مشخص نیست چرا از پاسخگویی طفره می رد نیز انتظار می رود با حظور در سطح عمومی جامعه در کاهش بار این وضعیت رعب انگیز تلاش کنند.

 

/ 4 نظر / 12 بازدید
امیررضا رضایان

راستش اوضاع بسیار نگران کننده است.خیلی از مغازه دارها زودتر از وقت معمول مغازه های خود را از ترس زورگیرها میبندند.به معنای واقعی کلمه اینجا امروز تگزاس است[گریه][عصبانی]

گرگان امروز

به امید بازگشت دوباره آرامش در سایه حذف شایعات و برقراری امنیت کامل...[گل]