موسیقی ما تا جهانی شدن فاصله دارد

رابطه رشته تحصیلی شما در مقطع دکترا (اتنوموزیکولوژی) با موسیقی ایرانی و کاربرد آن چیست؟

اتنوموزیکولوژی درواقع ارتباط موسیقی با فرهنگ، آداب و رسوم و سنت ها و پیوستگی میان آنها را بررسی می کند. اما آنچه بیش از همه در این رشته به دانشجو یاد می دهند روش تحقیق و شناخت جامع از یک موضوع موسیقایی است و این که چگونه دانشجو کار پژوهشی را در زمینه به سرانجام برساند.

در ایران هم هر نوع موسیقی غیر از موسیقی دستگاهی، شامل اتنوموزیکولوژی می شود که البته در دنیا شامل همه موسیقی ها غیر از موسیقی کلاسیک خواهد بود. بدین ترتیب براساس تعریف اروپا موسیقی ردیف و دستگاهی هم در این حوزه قرار می گیرد. درس خواندن بیشتر بر پایه همان روش تحقیق و بررسی آن تاثیر زیادی بر من داشته است و موجب شده تا این جست و جوگری ذهنم را بیشتر فعال کند.

 

خیلی ها معتقدند موسیقی ایرانی در دنیا برای شناخته شدن نیاز به تلفیق دارد. به نظر شما این موضوع تا چه اندازه می تواند در شناختن موسیقی ایرانی موثر باشد؟

برای معرفی یک پدیده راه های مختلفی وجود دارد. وقتی شما می خواهید محصولی را صادر کنید بالتبع تبلیغات، بسته بندی و حتی به عمل آوردن محصول اهمیت پیدا می کند. اما وقتی صحبت از موسیقی ایرانی و تلفیق می شود باید دقت کرد که با این کار و ارائه یک کار متفاوت، دیگر موسیقی کلاسیک ایرانی نخواهیم داشت.

این که ما این نوع موسیقی را برای بدست آوردن مخاطب بیشتر تغییر بدهیم، اصلش را از میان برده ایم و به نظر روش منطقی نیست. به عنوان مثال در موسیقی ترکمن صحبت ویژگی هایی وجود دارد که اجرای یک بخشی با دوتار و کمانچه ترکمنی است، اگر بیائیم و آن را با 50 ساز اجرا کنیم که دیگر موسیقی ترکمنی نیست.

بخش مهم در این زمینه حفظ اصالت هاست، اگر می خواهیم به روز باشیم موضوع دیگری است. ولی من با این موضوع موافق نیستم که چون می خواهیم مخاطب بیشتری داشته باشیم تغییر ایجاد کنیم. مثلا در موسیقی آذربایجان بر مبنای همان نمادهای خودشان از ابزار و تکنولوژی موسیقی استفاده می کنند و کارهای به روزی انجام می دهند بدین ترتیب مخاطب و پیشرفت موسیقی شان بیشتر می شود.

وقتی کسی به کنسرت تکنوازی استاد «جلیل شهناز» می رود نمی خواهد کار یک ارکستر 120 نفره را بشنود. اگر جلیل شهناز کارش را خوب بداند که می داند، شما شنونده کارش هستید. نباید مقایسه کنیم که مثلا اگر برای فلان کنسرت 15 هزار نفر می روند نشان می دهدکه این موسیقی بهتر است. همه جای دنیا هم همین گونه است. به کنسرتی که خواننده مشهور پاپ می گذارد ممکن است 30 هزار نفر هم بروند ولی برای ارکستر فلارمونیک 2 هزار نفر می روند. این موضوع نه اهمیت فیلارمونیک را کم می کند و نه وجهه خاص هنری به دیگر نوع اجرا می دهد. این گونه نیست که چون این نوع ارزش ندارد کمتر مردم می آیند. شاید بتوان گفت این نوع موسیقی جدی تر است و این روزها مردم کمتر حال و حوصله کار جدی دارند. اما قطعا راهکارهایی هم وجود دارد.

 

در این زمینه چه فعالیتی می توان انجام داد؟

همیشه از پیشنهادهای من این بود که سولیست های برتر موسیقی ایرانی در کنار ارکسترهای بزرگ اجرا کنند و البته سولیست پایه اجرا باشد. یعنی تکنواز به دلیل ارکستر، کارش را تغییر ندهد و ارکستر در خدمت کار وی باشد. بنابراین می توان جاذبه های شنیداری ایجاد کرد تا کار او نیز بیشتر دیده شود.

اما با موسیقی تلفیقی هم مشکلی ندارم. فکر می کنم این نوع هم باید باشد تا در گذر زمان اشکالات آن برطرف شود یا به نتیجه ای برسد، یا اگر هم خیلی مشکلات عمده دارد از بین برود. چنان که بسیاری از خطوطی که موسیقیدان ها ایجاد کرده اند یک جایی قطع شده و به نتیجه نرسیده.

 

درباره موضوع جهانی شدن موسیقی ایرانی موسیقیدان ها و منتقدها نظرات مختلفی بیان کرده اند، ارزیابی شما چیست؟

موسیقی تابع شرایط موجود است. در ایران اگر بتوان مدیریت صحیح داشت و اقتصاد، صنعت، واردات و فرهنگ نیز درست باشد به طور طبیعی موسیقی هم به عنوان بخشی از این اجتماع می تواند راه خودش را پیش بگیرد. درست است که پیشرفت هایی در این زمینه داشته ایم ولی واقعا تا جهانی شدن به معنای واقعی فاصله داریم. بنابراین اگر موسیقی ما جهانی نمی شود مربوط به ضعف موسیقی ما نیست. مثلا یکی از مشکلات ما مربوط به سازهای ماست. عده ای از سازندگان و موسیقی دانان ها با عشق و علاقه و ذوق و هنر خودشان سازهای جدید درست می کنند، اما در نهایت این یک کار شخصی نیست یک جریان اجتماعی است که نیاز به حمایت بخش دولتی دارد. ضعف از موسیقی یا کشتی گیر ما نیست که مدال نمی آورد، وقتی یکی این موفقیت را کسب می کند پس دیگران نیز می توانند، این نشان می دهد اراده ما دچار مشکل نیست، بیشتر مدیریت و جهت دهی می خواهد.

در همه این سال ها یک سالن استاندارد در تهران ساخت نشده است و تنها همان تالار وحدت است که آن هم برای اجرای اپراست. البته سالن همایش های تقریبا چندهزارنفری میلاد ساخته شده است؛ اما باز هم سالن موسیقی نیست. یا به عنوان مثال در همین گرگان زمانی که تالار فخرالدین اسعد گرگانی ساخته شد، یک اتفاق بزرگ بود. اما آیا همتراز این سالن با همین ظرفیت سالنی پس از آن ساخته شده است؟ وقتی کوچکترین ارزشی به این بخش داده نشده است نمی توان انتظار داشت موسیقی مان جهانی شود. اگر امروز ترکیه که از لحاظ اجتماعی، فرهنگی و دینی شباهت های زیادی با کشور ما دارد، ارکسترهای خوب دارد برای این است که هنرستان های موسیقی وجود دارد و بچه ها را از کودکی برای موسیقی تربیت می کنند. از فرد نمی توان انتظار داشت جریانی ایجاد کند، بلکه جریان باید ایجاد شود.

 

مدتی است بحث چندصدایی در موسیقی ایرانی مطرح شده است، فعالیت هایی نیز اخیرا صورت گرفته است به نظرتان اصلا نیازی هست که موسیقی ایرانی را که برگرفته از ردیف است با موسیقی کلاسیک مقایسه کنیم؟

بیشتر کارهایی که باعنوان چندصدایی خلق شده اند؛ گام هایی است که بر موسیقی غربی منطبق است. یعنی تعریفی از چندصدایی در موسیقی کلاسیک اروپا هست که در موسیقی کلاسیک ما قابل اجرا نیست.

چندصدایی بیشتر در دستگاه ماهور، همایون، بیات اصفهان و نوا اتفاق می افتد ولی هیچ کس در دستگاه افشاری چندصدایی نساخته است، در سه گاه هم نمی توان اثر قابل ارائه ای ساخت. ولی اصلا معتقد نیستم که موسیقی اروپایی بر مبنای هارمونی و چندصدایی است. موسیقی اروپایی هم ملودیک است. این ابزاری است که کمک می کند ملودی خلق شود. چنانکه وقتی می گویند سمفونی 40 «موتزارت» کدام است شما آهنگش را زمزمه می کنید، هارمونی آن را که اجرا نمی کنید. بنابراین این ضعف موسیقی ما محسوب نمی شود. موسیقی اروپا هم ملودیک است. ولی آنها ابزار و تکنیک هایی ایجاد کردند که موسیقی زیباتر و متنوع تر شنیده شود.

وقتی می گویند موسیقی ما ملودیک و موسیقی آنها هارمونیک است آن قدر جاهلانه است که آدم ترجیح می دهد از این بحث ها کناره گیری کند. محور موسیقی برای من ملودی است. یک آهنگساز باید بتواند ملودی های زیبا خلق کند. حال اگر کمی هم بتوانیم در بخش هایی اینها را چندصدایی کنیم بهتر است ولی وقتی شما ملودی نداشته باشی هر چه قدر هم علم به خرج دهی فایده ای ندارد. آنچه آدم از موسیقی انتظار دارد یک نغمه و ملودی است که می تواند آن را آرایش هم بدهد.

 

بسیاری از پژوهشگران معتقدند موسیقی ایرانی از دوره قاجار تغییر زیادی نکرده است و در واقع ردیف ضبط شده و تنها نوآوری هایی داشته است، به نظر شما اصلا نیازی به تغییر هست؟

اتفاقا به نظرم خیلی تغییر کرده است. به عنوان مثال نوآورترین موسیقیدان نسل قدیم درویش خان را با امروزی ها مقایسه کنید، تفاوت های زیادی وجود دارد.

لباس پوشیدن ایرانی ها چه قدر تغییر کرده است؟ یکباره خودرو وارد ایران می شود و به واسطه کشف نفت مستشارهای خارجی به ایران می آیند، سینما می آید و دیگر اتفاق ها. ما در دوران گذار هستیم و اینها موضوعاتی نیست که تاثیر نداشته باشد.

از زمان «درویش خان» به واسطه این که می خواستند برای هدف های عام المنفعه کنسرت برگزار کنند ابتکار به خرج دادند و فرمی ایجاد کردند که اسم آن «پیش درآمد» شد، برای اینکه بتوانند گروهی آن را با برنامه ریزی و از پیش تعیین شده بنوازند. همان قطعات را با آنچه 10 سال بعد «کلنل وزیری» نواخت مقایسه کنید بسیار تفاوت کرده است. همان را با ارکستر «گلها» و پس از آن با فضایی که «کانون چاووش» ایجاد کرد مقایسه کنید.

 

این تغییر در محتوا بوده است یا در فرم؟

محتوا هم تغییر کرده است. به عنوان مثال در محتوا به گفته «ارشد طهماسبی» در کتاب «تصانیف عارف»؛ پیش از عارف تصنیف ها راجع به گربه ناصرالدین شاه و دختر رئیس پلیس تهران بود ولی بعدها ترانه سرایان و آهنگسازان به مضمون های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی توجه می کنند.

 

ولی آن زمان موسیقی درباری جدا بوده است!

بله! از نظر محتوا تصانیف های ملی و میهن وارد حوزه موزیسینها می شود. در همان ایام انقلاب 57 است که «شب نورد» با آهنگ «محمدرضا لطفی» یا «میهن» با آهنگسازی «حسین علیزاده» ساخته می شود. این نشان می دهد ما هم در فرم و هم در محتوا جریان های دیگری هم داشته ایم که پیام، حرف و تاثیر داشته است.

 

خیلی ها معتقدند آنچه جوان های امروز ما گوش می دهند موسیقی دم دستی و مبتذل است، اصلا می توان چنین تفکیکی برای موسیقی قائل شد؟

اتفاقا ما بحثی در دانشگاه وین داشتیم می گفتند آنچه موسیقی است خوب است. اما اگر به نظر شما بد است دیگر نمی توان اسم موسیقی را روی آن گذاشت. خب واژه مبتذل یعنی پیش پا افتاده، شاید عنوان بدی هم نیست! وقتی می خواهید در خانه بنشینید که نمی توانید کت و شلوار بپوشید، باید لباستان راحت باشد.

من همیشه با دوستانم که سفر می روم، آنها از موسیقی هایی که در خودروم گوش می کنم تعجب می کنند؛ فکر می کنند حتما باید «ادیب خوانساری» گوش بدهم ولی می گویم وقتی می خواهیم مسافتی را رانندگی کنیم اگر موسیقی جدی بگذاریم که می زنیم خودمان را می کشیم بس که می خواهیم دقت کنیم که چه زد یا چه خواند! پس یک موسیقی دم دستی یا پیش پا افتاده بهتر است. آن هم ایرادی ندارد. شما خیلی قورمه سبزی دوست دارید ولی 7 صبح که نمی توانید بخورید، این به معنای بد بودن آن نیست. به نظرم آن نوع موسیقی که من دوست ندارم هم باید باشد، مردم خودشان انتخاب می کنند.

من شخصا انواع موسیقی را دوست دارم ولی با کیفیت مناسب گوش می کنم، پاپ، راک، جاز و رپ. ولی بهترین آن را گوش می دهم. نمی توان گفت این سبک ها بر فرهنگ شنوایی ما تاثیر منفی می گذارد، برای این نوع موسیقی نیز زحمت کشیده اند.

 

پس به نظر شما مردم هر چه می خواهند گوش بدهند؟ مهم نیست!

بله. چرا من برای مردم تصمیم بگیرم. اصلا به من چه ربطی دارد. هنرمند دغدغه آزادی دارد و در قدم اول می خواهد آزاد باشد و آزادانه خلق کند، پس چرا این آزادی را برای دیگران قائل نشود؟

 

پس موضوع کیفیت و محتوا چی؟ نمی توان برای اینها مرزی قائل شد؟ این که یک کار غنی فراموش نشود و گوش مردم با آن آشنا باشد؟

یکی از نوازندگان متعصب سنتور می گفت وقتی با مضراب بانمد ساز بزنی خراب می شود. استاد دیگری جواب داد که آن موسیقی که با یک جفت نمد نابود می شود بگذارید نابود شود. البته این یک مثال شیطنت آمیز است ولی تقریبا به همین سادگیست.

تفاوت تعریفی که ما از آهنگسازی در ایران داریم با آنچه در اروپا اتفاق می افتد چیست؟

خیلی از کسانی که در ایران به آهنگساز معروف هستند درواقع ملودی می سازند. ولی در آهنگسازی باید دانش لازم را هم اعمال کرد که در ایران کمتر اتفاق می افتد. به طور معمول به کسی که نغمه ای یا ملودی می نویسد و تنظیم می کند آهنگساز می گویند. فردی ملودی به ذهنش می رسد، ممکن است با حساسیت بیشتری آن را تنظیم کند تا شکیل تر شود اما آن آهنگسازی نیست.

 

تحصیلات تا چه اندازه می تواند در این زمینه مهم و تاثیرگذار باشد؟

قریحه و ذوق را نمی توان تزریق کرد، ولی می توان آن را تقویت کرد. درس خواندن به طور قطع سودمند است ولی نمی توان از یک آدم بی ذوق با تحصیلات یک هنرمند ساخت. هنرمند را که در دانشگاه نمی سازند.

 

بر این اساس می توان موسیقی علمی و غیرعلمی را تفکیک کرد؟

نه! با این واژه موافق نیستم. اصلا همه لطف موسیقی در این است که در یک چهارچوب نمی گنجد و علم نیست. علمی یعنی این که موضوعی را در چهارچوب قرار دهی تا بتوانی با آن راحت تر برخورد کنی.

آن موضوعی که باعنوان علم آهنگسازی وجود دارد به این دلیل است که بتوان راحت تر انتقال و آموزش داد وگرنه آنهایی هنرمندند که از این چهارچوب خارج می شوند. اگر یک موزیسین  چون «موتزارت» یا درویش خان می خواست راه پیشینیان را پیش بگیرد که موتزارت یا درویش خان نمی شد. اگر بخشی از موسیقی را در چهارچوب قرار می دهیم تنها به خاطر ضعف های خودمان است که می خواهیم با محدود کردن آن را پوشش دهیم.

 

در آلبوم امیرکبیر شاهدیم که بخشی ایرانی و بخشی از آن مدرن تر است، به علاوه پیوستگی میان این 2 بخش کاملا حفظ شده است. در این باره توضیح دهید.

بخشی از این موضوع به این دلیل است که بخش نخست آلبوم امیرکبیر، کارهای جدیدتر من است. بخش دوم هم کارهای قدیمی تر من را شامل می شود که البته اگر آهنگی هم به آن اضافه شده در همان فرم است. در واقع این ما هستیم که می توانیم درباره شیوه کارمان تصمیم بگیریم. به عنوان مثال در سال های گذشته که با استادان موسیقی کار می کردم، وقتی اثر خودم را می ساختم(چهارگاه، دشتی) از نظر بیان شعری، ترکیبات ضرباهنگ و نغمه آن (ریتم و ملودی) متفاوت بود.

ولی وقتی از من خواسته شد تا تصنیف های قدیمی این آلبوم را من تنظیم کنم کاملا به فرم همان تصنیف های قدیمی بازگشتم. یعنی مقدمه هایی که برای آنها می ساختم یا حتی صدای گروه متفاوت بود با آن آثاری که پیش از آن کار کرده بودم. بنابراین در این آلبوم هم همین اتفاق افتاده است. وقتی من خواستم قسمت هایی را به بخش هایی که در گذشته ساخته بودم اضافه کنم، تلاش کردم با آنها متناسب باشد.

ولی در کارهای جدیدم به سمت سکوت و خلوت شدن پیش می روم و به آن اهمیت بیشتری می دهم. حجم خیلی برایم اهمیت ندارد هرچند اگر لازم باشد اعمال می کنم. ولی این گونه نیست که حتما 10 نفر بیایند و یک ملودی را بنوازند. این تفاوت بیشتر مربوط به نوع نگاه من در طول این 10 تا 11 سال گذشته است. تصنیفی چون «امیرکبیر» را 12 سال پیش ساختم و مسلما در این مدت تغییر کردم.

البته من به تصنیف «گریه کن» یک مقدمه اضافه کردم که قالب مدرن تری دارد و گمان می کنم با توجه به محتوای شعر و تاریخچه ای که از این تصنیف داریم و می دانیم عارف آن را در چه حال روحی و برای چه سروده است، فکر می کنم مقدمه موسیقایی مناسبی برای آن ساختم و گمان می کنم به این ترتیب بیشتر نیز شنیده می شود. ولی باید دقت کرد که اگر قصد تلفیق هست حتما باید عناصر تلفیق را تک تک شناخت.

 

یعنی معتقدید در آلبوم امیرکبیر تلفیق اتفاق افتاده است و تا چه اندازه این آلبوم رنگ موسیقی ایرانی دارد؟

اعتقاد دارم بخش نخست یک رنگ دیگری دارد. ولی این موضوع را که یک اثر، موسیقی ایرانی هست یا نه را متوجه نمی شوم. پیش از دوره قاجار، تاجیکستان، بخش زیادی از آذربایجان و بخش عمده ای از افعانستان جزو ایران بودند. این که بگوییم ایرانی است یا نه درست نیست. یک زمان شما می خواهید پژوهش دانشگاهی انجام دهید و تدریس کنید از ردیف «میرزاعبدالله» یاد می کنید. ولی این به عنوان پایه است و همه کسانی هم که در موسیقی شناخته شدند برداشتی از این ردیف داشتند و در واقع همان ردیف را که به اجرا در نیاوردند.

حالا یکی درباره آلبوم امیرکبیر می گفت؛ معلوم نشد این اصفهان است یا نواست؟! گفتم من اصلا این را اثر ساختم که معلوم نشود چیست! شما گوش کنید اگر خواستید.

 

در واقع این اتفاق افتاد و بخشی از مخاطب هایی که خیلی با موسیقی ایرانی آشنایی ندارند، از این آلبوم استقبال کردند.

یکی می گفت کنسرتو فرم موسیقایی است که تعریف دیگری دارد یعنی یک قطعه ای است برای یک ساز که در ارکستر 100 نفره می نوازند ولی این قطعه آلبوم شما نامش کنسرتو نیست. گفتم من اصلا روی کارهایم اسم نمی گذارم به عنوان مثال چهارمضراب هایی که در این آلبوم هست نامش چهارمضراب 1 و 2 نوشته شده است یا نام قطعه ای نخست را یکی از دوستانم «تنهایی» گذاشت.

من خودم بر آن نامی نگذاشته بودم و عنوان آن را مقدمه گذاشته بودم. من این اثر را در یک  حالت کیفی  خاص ساختم و نتیجه آن شده است این آلبوم. شما می توانید عناوینش را بردارید و گوش کنید. به همین سادگی!

 

آن چه که در این آلبوم مشهود است تفاوت آن با کارهای قبلی خودتان و حتی استاد شهرام ناظری در فرم آواز و تصنیف هاست.

در بخش نخست به نوعی موسیقی من تحت تاثیر شخصیت موسیقایی آقای ناظری قرار گرفته است. به عنوان مثال آوازی که وی در قطعه «شب از شب های پاییزیست» خوانده است، گر چه من ساخته ام در واقع با همراهی وی بود که بیانش را شناختیم و پس از آن اجرا کردیم.

استاد ناظری هم با همه تجربه کاری که دارد سر تمرین مثل یک دانش آموز رفتار می کرد؛ یعنی هر بار ضبط را تکرار می کرد تا دقیقا آنچه آهنگساز می خواهد را اجرا می کند که قابل تصور نیست.

سر کار این گونه نیست که استاد ناظری  بگوید چون خواننده صاحب شیوه ام کار را تغییر بدهم. در قطعه امیرکبیر همه آن ظرافت هایی که اصلا به نت در نمی آمد را ایشان خوانده اند.

 

آیا پژمان طاهری می خواهد تفاوت را در آلبوم ها و کارهای بعدی هم ادامه دهد؟

این خواستنی نیست، ولی تاثیر خواهد داشت. در واقع نباید تصمیم گیری کرد، این مساله ای است که خودش اتفاق می افتد. من الان نگاهم متفاوت است. هنوز اگر بخواهم نمونه ساز و آواز گوش بدهم آثار 20-30 سال پیش را گوش می کنم چون کاری هم تراز با آن نشنیدم. هنوز تکنوازی نی استاد «حسن کسایی» را که گوش می کنم و در هر شرایطی که باشم تحت تاثیر قرار می گیرم. آیا در این اواخر تکنوازی یا ساز و آوازی را که وی با استاد شهناز و لطفی انجام داده اند، کسی انجام داده است که بخواهیم بشنویم.

اکنون تااندازه ای به دلیل تغییرات زمانه فرمت موسیقی هم باید تغییر کند، ولی این موضوعی نیست که کسی درباره آن تصمیم بگیرد، یک فرآیند است که به مرور زمان شکل می گیرد. به عنوان مثال روز اولی که استاد «پرویز مشکاتیان» قطعه «بیداد» را ساخت کسی نمی توانست اسمی روی آن بگذارد. چون قطعه بیداد نه چهارمضراب است، نه تصنیف، نه پیش درآمد و نه ضربی. ولی همه آنها نیز هست. اما به مرور دیدیم که این فرم به عنوان فرمی در موسیقی کلاسیک ایرانی اضافه شده است. ولی مطمئنا وی این تصمیم را نداشت. ولی این ابزار و اندیشه همراه وی بود که توانست اینها را ترکیب کند تا به عنوان یک فرم باقی بماند.

 

موضوع مهم در آلبوم امیرکبیر حضور تعدادی از نوازندگان گرگانی بود، چگونه این اتفاق افتاد؟

آغاز آن از مسترکلاسی بود که سال گذشته برگزار شد. یاد خودم و شروع کارم با گروه شیدا افتادم و این که فضایی در اختیارم قرار گرفت که خوب هم استفاده کردم. آن زمان کارکردن در کنار استادان بزرگ گروه شیدا سخت بود و همین باعث شده بود روزی 14 ساعت تمرین کنم. در کلاس هایم وقتی این دوستان را دیدم احساس کردم می توان چنین فضایی ایجاد کرد. قدری سختی و مشقت داشت اما از نتیجه کار راضی هستم.

/ 12 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
موذن

[گل][گل][گل] سلام [گل][گل][گل] با مطالب : پنجمین جاده ، ضروری ترین جاده / برزخ دیدگاهها شهرداری یا کارخانه سیمان / مخالفت با احداث جاده در جنگل ابر به روزم منتظر نگاه مهربان و نظر ارزشمندتان هستم . با تقدیم بهترین آرزوها

Behrad Gorzin

.. . . :: : : وبلاگ ادبي ويرگول شما را فرا ميخواند : : :: . . ..

آقا و خانم خاص

سلام این وبلاگ جدید محدثه جعفری و سیاوش کیانی پور است از دیدار شما در این فضا خوشحال می شویم . وبلاگ های قبلی ما دیگر آپ نخواهد شد

بازاریاب

دوست عزیز سلام اگر تمایل دارید مدیریت قوی تری بر وبلاگ خود داشته باشید،امکانات بیشتری به مخاطبین خود ارائه نمایید و یا یک گام بزرگ برای ورود به دنیای وب مستران بردارید ما توصیه می کنیم همین امروز از امکانات رایگان ارائه شده توسط تیم اندیشه ی برتر نهایت بهره را ببرید و با تبدیل وبلاگ خود به وب سایت خواسته های خود را محقق کنید. هم اکنون اقدام کنید و از امکانات دامین و هاست رایگان برخوردار شوید http://designer.moshakhasat.com همچنین در صورتی که تمایل دارید از طریق وبلاگ خود کسب درآمد کنید آدرس زیر را نیز حتما ملاحظه بفرمایید http://www.moshakhasat.com/index.php?route=information/information&information_id=9 یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰۳:۰۸

دبیرخانه دومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان

""سلام. دبیرخانه دومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان از شما دعوت می کند با مراجعه به سایت جشنواره و اطلاع از اهداف، قوانین، موضوعات، اخبار و .... جشنواره، و نیز نگارش مطالب مرتبط با پنج موضوع جشنواره تا پایان مهلت ثبت نام، در این رقابت که به مناسبت گرامیداشت روز گرگان برگزار میشود شرکت نمائید. نشانی سایت جشنواره ""

دبیرخانه دومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان

"سلام. دبیرخانه دومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان از شما دعوت می کند با مراجعه به سایت جشنواره و اطلاع از اهداف، قوانین، موضوعات، اخبار و .... جشنواره، و نیز نگارش مطالب مرتبط با پنج موضوع جشنواره تا پایان مهلت ثبت نام، در این رقابت که به مناسبت گرامیداشت روز گرگان برگزار میشود شرکت نمائید. نشانی سایت جشنواره www.gorganblog.ir"

موفقیت در کمین شماست

امروز گامی برای موفقیت برداشته اید؟ مجموعه ی آموزشی سریع خوانی همراه با نرم افزار ارائه شده توسط استاد بزرگ کتاب خوانی جهان مجموعه ی 7 راز بزرگ انگیزه مجموعه ی آموزشی استفاده از قدرت حافظه مجموعه ی آموزشی استفاده بهینه از شرایط بد و بدشانسی ها مجموعه ی آموزشی تفکر تحول برانگیز مجموعه ی آموزشی تمرکز جادویی مجموعه ی آموزشی راه های اجرایی کسب ثروت مجموعه ی آموزشی مثبت اندیشی و اعتماد به نفس مجموعه ی آموزشی پیروزی در تعاملات روزانه بسته ی آموزشی نکات طلایی برای موفقیت دانشجویان بسته ی آموزشی نکات طلایی در صحبت کردن با کودکان زود دیر می شود 1601150324

(پرانتزی هم برای من)

هرکجئه قلبمه مچوکولم بازم توئی سلام بروزم با عاشقانه ای که گرگان را قدم می زند و می بارد!